تبلیغات
بهار آرزو
 

نظرات ()
نوشته شده توسط بهار آرزو در تاریخ جمعه 26 خرداد 1396

Image result for ‫شهادت حضرت علی‬‎

به نام خدایی که علی را آفرید
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
من اصلا خوب نیستم
شهادت یگانه امیرالمومنین رو تسلیت میگم
درسته که تاریخ شهادت ، شب بیست و یک رمضانه ولی این تاریخ اشتباهه
تاریخ اصلی ، تاریخ درگذشت یا شهادت پیامبره. وقتی که پیامبر رفت، غصه های علی آغاز شد . . . غصه ای که اوجش زمان شهادت حضرت زهراست . . . و علی بود و بیست و پنج سال غربت و چاهی که اگر چاره داشت، هزاران بار از غم و غصه ی بهترین مرد تاریخ بشریت، دق میکرد.
امشب شب شهادت نیست بلکه شب شادیه
امشب شبیه که علی و زهرا برای بار دوم به همدیگه میرسن
امشب باید خندید، باید جشن گرفت، باید شادی کرد . . .
نمیدونم
رتبه ی کنکورم شد 900. بد نشدم . . . البته رتبه ی خوبی نیست اما چون هیچی نخونده بودم، میشه گفت خوب بوده. باید این یکسال رو خوب بخونم تا شاید سال دیگه به هدفم برسم.
سخته برام که این جمله رو بگم اما از زندگی سیرم.
گاهی اوقات به آینده ای فکر میکنم که میتونه خیلی زیبا باشه . . . اگر چه زیباترین روزهای عمرم رو دارم میگذرونم اما به آینده هم میشه اعتماد کرد . . . حس خوب ازدواج، پدر شدن، ارتقاء در تحصیل و کار، رسیدن به اهداف، مسافرت ها و . . .
اما . . . اما کاش زودتر میمردم . . .
با چند نفر که خدا رو قبول ندارن هم اتاقم . . . کل ایمانی که داشتم رفت زیر سوال و الآن در شک و تردیدم.
با این حال این شب قدری خوش گذشت . . . مثل شب های قدر سالهای قبل . . .
و پریروز که داشتم با هم اتاقی هام بحث میکردم، و ضمن اینکه میدونستم چیزی که میگن منطقیه ولی حاضر نبودم بگم که حق با شماست . . . و برای اولین بار آرزو کردم که کاش من هم میشدم مدافع حرم.
هیچ وقت دوست نداشتم شهید بشم . . . اما . . .
شاید این بهترین راه مردن باشه . . .
و اینکه ول کردن زندگی و عزیزان و زن و بچه واقعا سخته . . . دم اونایی که رفتن گرم و دم اونایی که شهید شدن گرم تر . . .
بیخیال
سه تا امتحاناتم رو دادم و سه تای دیگه دارم . . . پس فردا یه امتحان سخت دارم که اصلا حس خوندنش نیست
و به معصوم هم بابت رتبه ی خوبش تبریک میگم
التماس دعا همگی


زندگی ای رو دارم که هر کسی آرزوشه . . . گفتن واژه ی " خسته ام " هم یکم جلفه . . . ولی کاش میدونستین زندگی با ذهنی درگیر و پر از اغتشاش چقدر سخته . . . تنها واژه ای که میمونه همینه . . . 
بخدا خسته ام 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات ()
نوشته شده توسط بهار آرزو در تاریخ شنبه 13 خرداد 1396

Image result for ختم قران

به نام کسی که وجودم از اوست
سلام
امیدوارم خوب باشین
بد نیستم . . . یذره بهترم اما هنوز خوب نشدم . . .
توی این چهار، پنج روز، روزانه حدود چهار ساعت درس میخونم . چهار ساعتی که میخونم مفید نیستا اما خب بهتر از اون چند روزه که هیچیییییییییی نخوندم. دو تا درسای سختم رو تموم کردم فقط یکم باید تمرین بکنم براشون که کامل یادشون بگیرم. دو تا درس سخت دیگه دارم که میشه ریاضی رو نام برد. حد ، مشتق و انتگرال کمرم رو خم کرده . . . انتگرال رو بلدم و مشتق هم یذره ولی حد رو اصلا نخوندم . . . برای امتحانش میترسم.
الآن فیلم سلطان قلب ها رو دیدم . . . حدود پونزده سال پیش این فیلم رو دیده بودم . . . هیچیش یادم نمونده بود و واقعا حال داد . . . 
یکم کلش بازی میکنم و یکم هم های دی . . . جنگ های صلیبی2 هم دوست دارم بازی کنم ولی وقت ندارم. هنوز اون یک ساعت قدم زدنه رو دارم و یک ساعت قبل از افطار میزنم به خیابون . . .
راستییییییییییییی . . . دیشب رفتم جلسه ی قرآن و اولین جزءم رو توی ماه رمضان خوندم. این ماه رمضان هنوز قرآن خوندن رو شروع نکردم و حسش هم نیست . . . اما امشب هم جلسه ی قرآن رو میرم.
علیرضا میای؟؟؟ خونه ی مهرانه . . . اگه خواستی بیای هماهنگ کن . . . ساعت نه و نیم . . . اصلا شاید خونه ی دایی مرتضی دیدمت . . .
کلیییییییییییی برنامه دارم که برای خودم عملی بکنم . . . امیدوارم موفق بشم . . .
توکل به همون مهربون
التماس دعا
فعلا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات ()
نوشته شده توسط بهار آرزو در تاریخ پنجشنبه 11 خرداد 1396

Image result for death

به نام فطرت پاکی که وجودم را هر دم که خالی میشود پر میکند از عطر خداییش
سلام
امیدوارم خوب باشین
من خوب نیستم
بله . . . شاید زیادی گیر بدم . . .
 شاید خیلی روی یسری نکات زیادی زوم بکنم و هر کی باهام صمیمی میشه میگه گیر میدی و هر کی باهام رو در بایستی داره میگه خیلی دقت داری . . . 
شاید نتونم حرف بعضی دوستام رو فراموش بکنم و نتونم ببخشمشون . . .
 شاید سر یه چیزای خیلی کوچیک ناراحت بشم و چند روز بخاطرش عزا بگیرم . . . 
شاید نتونم چیزایی که توی دلمه رو بگم و خودم رو راحت کنم و مدام با خودم کلنجار برم . . .
شاید هیچ صفت و مهارت خوبی نداشته باشم که بهش افتخار بکنم . . .
شاید همه از من بدشون بیاد . . .
شاید بد باشم ، شاید بداخلاق باشم، شاید هیچ کس از هشت میلیارد آدم روی زمین نخواد با من صحبت کنه، شاید هیچ دوستی نداشته باشم، شاید به معنای واقعی افتضاح باشم و همه از من بدشون بیاد . . . 
شاید حتی شیطان باشم
شاید ها هم نه . . . همه رو بذار قطعا . . . قطعا شیطانم . . .
اما . . .
اما . . .
اما به درک
همینم که هستم . . . و نمیتونم خودم رو خوب بکنم . . .
هر کی میخواد خوشش بیاد و هر کی هم که میخواد بدش بیاد . . .
دیگه برام مهم نیست . . .
بذار بد باشم . . . بذار شیطان باشم . . . حتی اگه خدا هم از من بدش بیاد . . .
هر جور میخواین راجع به من حرف بزنین و خوش باشین . . .
من هم خوشم . . . 
میگم بیخیال . . . 
بیخیال 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



به نام خدایی که بودنش هیچ دلیلی نمیخواد
سلام
امیدوارم خوب باشین
من بدم
حدود یک هفته است که فقط سه ساعت درس خوندم و این در حالیه که یک هفته ی دیگه امتحانات پایان ترم من شروع میشه
اصلا حال و حوصله ی درس خوندن ندارم . . .
ماه رمضان مبارک
برای من که مبارک نیست چون حوصله اش رو ندارم . . .
تا سحر بیدارم و بازی میکنم، یکم با کامپیوترم و یکم با موبایل . . . تلویزیون هم نمیبینم . . . بعد از نماز صبح هم تا ساعت سه بعد از ظهر میخوابم . . . یک ساعت هم میرم قدم میزنم . . . این شد برنامه ی زندگی من که واقعا مزخرفه . . .
آهنگای بهزاد پکس گوش میدم . . . واقعا میچسبه . . .
تا بیست و چهارم ماه رمضان امتحان دارم . . . پس مسلمه که ماه رمضان اصلا بهم نمیچسبه . . .
میدونم اگه درس نخونم معدلم بالای هفده و نیم میشه چون تواناییم بالاست اما . . .
اما تصمیم میگیرم از الآن تا فردا این موقع شش ساعت درس بخونم . . . فردا که اومدم وبلاگم میگم چندساعت خوندم و اگه نیومدم یعنی اصلا درس نخوندم و اعصابم خورده . . .
تصمیم گرفتم خودم رو خاک کنم . . .
هم اتاقیم که به خاطر خوبی ای که بهش کردم و برای یک سال کارت دانشجوییم رو دادم به همشهریش و ازش غذا میگرفت و بعد از یکسال خواستم کارت رو ازش بگیرم و باهام قهر کرد و عذرخواهی هم کردم اما جواب نداد، میخوام بهش زنگ بزنم . . . برام سخته چون اصلا ازش خوشم نمیاد چون . . . توضیح نمیخواد دیگه . . . شما بودین چیکار میکردین؟؟؟
خیلی دوسش داشتم اما . . . با این حال میخوام غرورم رو خاک کنم ، خودم رو بیارم در سطح خاک و بهش زنگ بزنم
به یکی دیگشون هم میخوام زنگ بزنم . . . کسی که بیش از نزدیک ترین دوستم ( مهدی ) دوسش داشتم اما با حرفایی که بهم زد برای چندین ماه من رو عذابم میداد ولی بازم دوسش داشتم ولی یک ساله که ازش بدم میاد . . . اینجا نمیگم اون مقصر بود، منم تقصیر داشتم اما اون بیشتر مقصر بود . . . به اونم میخوام زنگ بزنم
نمیدونم . . .
میخوام دوستی ها رو ساده بگیرم . . . میدونم نمیتونم اما . . . 
بیخیال زندگی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات ()
نوشته شده توسط بهار آرزو در تاریخ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396


به نام خدایی که انسان را آفرید و به خودش تبریک گفت . . . و آن انسان محمد بود و خاندانش
سلام
خوبم . . . یعنی معمولیم . . . نه خوبم نه بد
از مردم متنفرم . . .
من یه پسری بودم که . . . خوب بودم . . . یعنی طرز فکرم این بود که " همه ی مردم آدمای خوبین " و باهاشون مثل آدمای خوب برخورد میکردم . . . همیشه نسبت به بسیاری از افراد احساس حقارت داشتم و دلیلش این بود که اون ها رو فرشته میدیدم و در مقابلشون اصلا نمیتونستم حرف بزنم به طوریکه منی که اینقدر پر حرفم، توی فامیل به کم حرف ترین عضو فامیل شهرت داشتم و دارم.
برای دیگران، چه غریبه و چه دوست مرام گذاشتم . . . یعنی تا جایی که میتونستم از خودم زدم و خودم رو باهاشون مطابقت میدادم. مثلا ابتدایی که بودم اسپرت میپوشیدم، با دوستای طلبه ام که آشنا شدم تیپم کاملا مذهبی شد، الآن هم که معمولیم . . . یعنی کاملا رنگ دوستام رو میگرفتم . . . 
روابط عمومی ام خوب بود. یعنی با کسی که آشنا میشدم، اون رو جزو دوستای درجه یک حساب میکردم. برای همین تا همین پارسال، تعداد دوستای درجه یکم خیلیییییییییییی زیاد بود و گوشیم پر بود از اسم هایی که . . .
در واقع طرز فکر من نسبت به آدمای اطرافم این بود که " اونها دقیقا مثل من هستند "
یعنی اگه دوستم کمک بخواد، من کمکش میکنم، اگه من هم کمک بخوام، اون هم کمک من میکنه
و این یعنی سادگی . . . دو هفته است که معنای ساده بودن رو کاملا درک کردم. و من واقعا ساده بودم.
اما الآن . . .
الآن از آدمای اطرافم بدم میاد خصوصا توی این دو هفته . . . چرا که رفتاری از دوستای دانشگاهیم دیدم که از غریبه ها هم انتظار نداشتم انجام بدن . . .
به این نتیجه رسیدم که هر کسی کاملا و کاملا به فکر خودشه و من با دیگران، ضمن در کنار هم بودن، هیچ سنخیتی نداریم.
باورش خیلیییییییییییی برام سخت بود.
الآن هم برام سخته که باورش کنم اما کم کم دارم بهش ایمان میارم.
حتی یکم از خدا دلگیر شدم که چرا ما رو اینطوری خلق کرده که همه خودخواهیم . . .
اما بعدش یادم اومد که خدا گفته اینجوری نباشین و به خاطر من از خودتون بگذرین . . .
توی جامعه ای که من میبینم، این حرف خدا هم مثل حرفای دیگه اش گم شده . . .
الآن زندگی برام یکم راحت تر شده ، چون طرز تفکر دیگران برام کمتر اهمیت داره اما هنوز هم تا حدی برام مهمه. هنوز هم به دیگران اعتماد دارم و . . . اما فکر کنم بهتر بشم . . .
دارم کم کم مثل بقیه میشم . . .
راستییییییییییییی 
من از اصولگرا و اصلاح طلب و این چیزا سر درنمیارم . . . اینکه کدومش درسته . . . 
تو دانشگاه اساتید من کاملا طرفدار روحانی و کاملا ضد رئیسی هستند
البته نه اینکه اصول گرا باشن ها، میگن رئیسی چیزی حالیش نیست و اگه ولایتی بجای رئیسی می اومد خیلی بهتر بود چون سواد داره . . .
و سخنانشون باعث شده که من به روحانی رای بدم . . .
میگن اگه رئیسی بیاد با ترامپ در می افته و احتمال اینکه جنگ بشه هست . . .
از جنگ متنفرم . . . دیگه مثل بچگیام نیستم که آرزوم شهادت باشه . . . و این فکرا باعث میشه که رنج بکشم
اگه جنگ بشه ، من میرم جنگ آیا؟؟؟
خونم رو بدم برای کشورم؟؟؟ آیا کسایی که خونشون رو دادن ارزشش رو داشت؟؟؟ آیا شهدای عزیزمون که از با ارزش ترین چیزشون گذشتند، الآن به خونشون احترام گذاشته میشه؟؟؟ آیا این جامعه ای که الآن هست چیزیه که اونا انتظار داشتن؟؟؟
فکر نکنم اینطور باشه . . . 
پس خونم رو بدم برای مردمی بی ارزش که بعدش به خودخواهی خودشون و دزدی خودشون ادامه بدن؟؟؟
البته آدمای خوب هم هستن . . . اگر چه خیلیییییییییییییی کم هستند اما اگه جنگ بشه، اون ها هم دیگه نیستند . . . اون موقع نمیدونم چی میشه . . .
بیخیال
واقعا بیخیال
درسته غرب بده . . . اما آیا مثل غرب شدن خوب نیست؟؟؟
و من از آقای حسن عباسی یه سوال دارم . . . شمایی که میای دانشگاه اصفهان و فحشای بد میدی به دکتر رنانی ( یکی از بزرگترین صاحب نظران اقتصاد ایران ) که گفته بهتره اقتصاد غرب رو توی کشور پیاده بکنیم، و میگی در دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان رو باید گل گرفت، بخدا قبول دارم که اقتصادی بالاتر از اقتصاد اسلامی نیست اما آیا سود 20 درصد ایران رباست، یا سود 4 درصد آمریکا؟؟؟
آیا اقتصاد اونها اسلامی تر از اقتصاد ما نیست؟؟؟
آیا همین که اسم بهره رو تغییر بدیم و بگیم اقتصاد ایران = اقتصاد اسلامی، ربا بودنش برطرف میشه؟؟؟
به نظر من خیلی از کارهای غرب بهتر از کارهای حکومت اسلامی ایرانه . . . اسلام ایرادی نداره، این ماییم که ازش بد استفاده میکنیم.
توی آمریکا بیش از نود درصد مردم پول مازادشون رو میرن توی شرکتای مختلف سرمایه گذاری میکنن چون سودش بیش از 4 درصد بانکه . . . اما توی ایران بیش از نود درصد مردم میرن پولشون رو میذارن توی بانک چون سود 20 درصد بانک بیشتر از سرمایه گذاریه، ریسک هم نداری چون زیان نداره . . . 
انصافا کدومش بهتره؟؟؟ 
اما اگه واقعا تئوری ای برای اقتصاد اسلامی و برنامه ای براش دارین، بخدای بزرگ قسم ازتون حمایت میکنم چون من به خدا باور دارم و دوست ندارم بر خلاف حرفش، حرفی بزنم.
والسلام




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 26 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


به وبلاگ بهار آرزو خوش اومدین
در ضمن من پسرم
دختر نیستم

yaremehrabaneto@

مدیر وبلاگ : بهار آرزو
نویسندگان
برچسبها
آهنگ وبلاگ
قرار آسمانی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :