تبلیغات
بهار آرزو - شب یلدا
 
نظرات ()
نوشته شده توسط بهار آرزو در تاریخ چهارشنبه 1 دی 1395

Image result for ‫شب یلدا‬‎

به نام یگانه
سلام
خوبین؟؟؟
یلدا مبارک . . . 
میدونین که . . . هم دیشب یلدا بود و هم امشب . . .
چند روزه که نتونستم آنلاین بشم چون هر روز دانشگاه بودم و وقتی بر میگشتم اینقدر خسته بودم که حد نداشت.
راستش دیشب خونه ی خاله ام بودیم . . . بد نبود اما میتونست بهتر باشه . . . امشب هم که خونه ی خودمونیم . . . 
میگما . . . حالم زیاد خوب نیست . صبح اینقدر حالم بد بود . . . اینقدر حالم بد بود که داشتم نابود میشدم.
به شدت عصبی بودم . . . به شدت ناراحت بودم . . . دیروز هم همینطور بودم . . . اینقدر قدم زدم که کف پاهام تاول زده . . .
از دست همه عصبی بودم ، اما بیشتر از همه از دست استادم عصبی بودم . من امروز ساعت ده صبح کلاس " انقلاب اسلامی " داشتم ، ولی نرفتم . . . چرا نرفتم ؟ چون گفتم به جاش میرم کلاس " مدیریت مالی " که بچه های کلاسمون داشتن. من این درس رو پاس کردم ( خیلی نمره ام کم شد چون شب امتحان مریض بودم ) با استاد این درس، درس " حسابرسی " رو هم پاس کردم. ولی ساعت ده که کلاس شروع شد، رفتم پیش استاد و ازش خواستم که توی کلاس بشینم . . . بهم گفت نه . . . نه . . . . خیلی ناراحت شدم . . . انتظار شنیدن این کلمه رو اصلا نداشتم . . . نه . . .  .
خلاصه . . . سرتون رو درد نیارم . . . از دست بچه های کلاسمون هم ناراحت بودم . . . از زیادی درسهای این ترمم هم ناراحت بودم . . .
این چند روز ، جزوه های من مداااااام توی انتشارات بود. چون خط من بد نیستم و جزوه ام کامله، خیلی از بچه ها میان و ازش کپی میگیرن. یکم هم به خاطر این اعصابم خورد شد. عاشق این بودم که جزوه ام رو کپی بگیرن اما نمیدونم چرا بابتش ناراحت شدم. تصمیم گرفتم از ترم بعد جزوه ننویسم . . . آخر ترم میرم از یکی کپی میگیرم و میخونمش . . . مثل ترم دو که همه جزوه هام ناقص بود و آخر سر همه اش رو کپی گرفتم . . .
راستی . . . یه چیز دیگه هم بگم . . . یه خبر خوب . . . 
از یکی از اساتیدم خواستم برم پیشش کار بکنم. این استادم توی یکی از موسسه های حسابرسی " شریک " هست. " شریک " بالاترین مقام یه حسابرسه. بهم گفت بیا دفترم و یه درخواست بده تا ببینم برات چیکار میتونم بکنم. میخوام اگه قبول کرد، از بعد از امتحاناتم برم پیشش . . . وااااااااای . . . اگه بشه عالی میشه . . .
ناراحتی الآن من هم یکمش به خاطر صبحه و یکمش هم به خاطر اینه که به محض اینکه رسیدم خونه، گرفتم
خوابیدم ( خیلیییییییی خسته بودم ) . . . کسلم . . .
واااااااااای . . . یه چیز دیگه . . . دیشب فال که گرفتم، نیت کردم واسه ازدواج . . . خب جوونم دیگه . . . 
کتاب رو باز کردم، گفتم سمت راست رو به فال بگیرم . . . نوشته بود : خوشی های شما رو به پایان است. روم نشد فالم رو بلند بخونم . دادم به شوهر خاله ام تا بخونه . . . ایشون صفحه چپ رو برام خوند . . . نوشته شده بود: قدر دوستانت را بدان و بدان که به زودی به آن یار سفر کرده میرسی . . . من آخر نفهمیدم سمت چپ فال منه ( چون مربوط به نیت منه ) ، و یا سمت راست ( چون خودم گفتم سمت راست ) . . . اما هر دوش امکان داشت راست باشه . . . کاش سمت چپی راست باشه
دعا بکنین شروع بکنم درس بخونم . . . اگه درس نخونم خیلی برام بد میشه . . . اما اگه یکم درس بخونم، حال و هوام عوض میشه و فکرای بد، سراغم نمیاد . . . کاش بتونم درس بخونم . . . 
مرسی از اینکه هستین . . . جودی و فرشته خانوم . . .
ممنون
راستی . . . صبح هم خواستم از سایت دانشگاه آنلاین بشم، هر چی وی پی انم رو میزدم ، متصل نمیشدم . . . رفتم دلیلش رو پرسیدم ، گفتن حجمت تموم شده . . . امااااااااااااان از دست بچه ها . . . حداقل ده مگ برام میذاشتین . . . 
دیشب هم یکم با نوه خاله ام بازی کردم . . . با اینکه یکم از من میترسید ، اما خیلی خوب بود . . . 
عاشقشم . . .
از خدا میخوام بهتون خوش بگذره . . .
من برم دیگه . . .
فعلا 




پنجشنبه 2 دی 1395 10:12 ب.ظ
سلام
امیدوارم و دعا میکنم که هم کارت حل بشه هم فال و نیتت...
بهار آرزو: سلام . . .
فکر کنم تویی . . . احمدرضا . . . درسته ؟
ممنون که هستی
انشاءالله عروسیت
پنجشنبه 2 دی 1395 12:42 ب.ظ
راستی بهارارزو من شب یلدا دوم با بچه هامون ک جشن گرفته بودیم اخرش یکیشون فیلم گذاشت من گفتم ترسناکه؟اول گفت ن....بعد ک فیلم شروع شد گفت ی کم ترسناکه ...من بهش گفتم همون اول چرا نگفتی ی کم ترسناکه تا ی چیز دیگه بذاریم؟؟؟؟
خلاصه من از ترس اشک توی چشام جمع شده بود ی دفه ک واقعا میخواستم بزنم زیر گریهخلاصه ک گوشیم رو برداشتم رفتم اهنگ گوش دادم ولی از اون دختره ناراحت شدم ک شب یلدام رو اخرش خراب کرد و با گریه و ناراحتی رفتم توی رختخواب ...
خودم قبلا ی فیلمی دتنلود کرده بودم رفتم اونو دیدم ولی خب از ناراحتی وتنهایی خودم هم دلم گرفت....
پنجشنبه 2 دی 1395 12:36 ب.ظ
خب شب یلدا کنارخونوادت بودی خداروشکر کن من خودم اولین شب یلدا رو داشتم درس میخوندمچون استاد لوسمون در هر شرایطی میپرسه حتی اگه رو ب موت باشیم.......
کلاسامم ک هنوز ن بابا تموم نشده نهم تموم میشه و هیجدهم هم امتحانامون شروع میشه من توی یک روز چهارواحد پاس میکنم تو خوشبحالته.... :/
خوشبحالتووووووووووووون
ما امتحانمون انلاین یکیش قراره برگزار شه وحشتناکههههههههههههههه چون شکل میاره و میگه بگید کدوم باکتری هست
بعدشم خنگول خان من بیرجند میخونم بازم قاطی کردیاااااااااااااا
چی مهمونم میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟
معدلت باید بالا بشه باید هممون درس بخونیم تا ب ی جایی برسیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تبلیغات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :