تبلیغات
بهار آرزو - زندگی کنار دوستام
 
نظرات ()
نوشته شده توسط بهار آرزو در تاریخ دوشنبه 4 بهمن 1395

Image result for ‫مسافرت‬‎

به نام تنها آشنا در دنیای غریب
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
من خوبم . . . یعنی عالیم 
بیش از ده روزه که پست نذاشتم و بدجوری خمارم
الآن نمیدونم از کجا شروع کنم . . . 
پنج شنبه بود که رفتم قم و جمکران. واقعا عالی بود. خیلی خوش گذشت. هم قم خوب بود و هم جمکران، اما جمکران بهتر بود. هر دوشون سلام رسوندن. من هم سلام شماها رو رسوندم. حال روحیم خیلی خراب بود اما خیلی آروم شدم به طوریکه دلم می خواد دوباره برم اونجا. جای همتون خالی بود.
جمعه عصر بود که برگشتم و چند ساعت بعدش راهی کرمانشاه شدم.  دوستم علیرضا برام بلیط رزرو کرد و ساعت نه شب بلیط داشتم. شنبه صبح بود که رسیدم کرمانشاه و تا پنج شنبه ظهر اونجا بودم. اکثر دوستام رو دیدم و پشت سر هم خونه هاشون بودم. بیشتر از همه به فرید زحمت دادم، و بهنام و امیر . . . پوریا هم یه وعده بردم رستوران. خیلی خوب بود . . . دلم تنگ شد براشون . . . 
هی . . . چقدر زود گذشت . . . مثل خواب بود . . . 
خلاصه . . . پنج شنبه ظهر به سمت همدان حرکت کردم. پیارسال که خوابگاهی بودم، یکی از هم اتاقی هام از اسدآباد همدان بود و دلم براش تنگ شده بود، برای همین رفتم اونجا. خیلی خونه ی خوشگلی داشتن. خونشون پر از گلدون و گل های قشنگ بود. یه روز هم رفتیم گنجنامه . . . واقعا زیبا بود . . . تا حالا همدان نرفته بودم . . . گنجنامه حرف نداشت . . . جای همتون خالی.
پنج شنبه تا شنبه شب هم اونجا بودم و شنبه ساعت نه بلیط داشتم برای اصفهان. اتوبوس توی راه خراب شد و دو ساعت دیر رسیدیم اصفهان و ساعت هشت اینجا بودم. وقتی رسیدم، چون توی اتوبوس نخوابیده بودم، کلی گرفتم خوابیدم.
خیلی خوش گذشت . . . خیلیییییییییییی زیااااااااااااااد . . .
راستی . . . مادربزرگم از تهران اومده اینجا. دیروز رو خونه ی خاله ام بود برای همین دیشب رفتیم اونجا و آوردیمش خونمون. امشب هم دخترخاله ام مهمان ما بودن. خیلی خوب بود . . . 
این هم خلاصه ای از این چند روزی که وبلاگ نبودم. خیلی دلم برای اینجا تنگ شده بود اما چون موبایل ساده دست گرفتم، نتونستم آنلاین بشم. عکس هم نتونستم بگیرم . . . 
راستیییییییییی . . . 
همه ی نمره هام اومده. معدلم رو حساب کردم، شدم 18.22 . دو صدم از ترم قبل بیشتر شدم. این ترم هم بیست و چهار واحد برداشته بودم و چهار تا درس رو توی دو روز امتحان داشتم. معدلم خوب شد اما می تونست بهتر هم باشه . . . امتحان آخرم رو 16.5 گرفتم در صورتی که باید 20 میگرفتم. اعتراض زدم اما فکر نکنم استاد تغییر بده. همه اش رو نوشته بودم خب . . . بیخیال
ترم جدید می خوام خوابگاه بگیرم. فاصله ی خونمون تا دانشگاهمون حدود یک ساعت و ربعه. البته با اتوبوس. برای همین می خوام خوابگاه بگیرم. ترم جدید می خوام کلی درس بخونم و اگه بشه سر کار هم برم. دیگه توکل به خدا. هر ترم می خوام بیشتر درس بخونم اما . . . نمیشه . . . اما امیدوارم اینبار با دفعات قبلی فرق بکنه.
خیلی حرف زدم ها . . .
این چند روز رو جبران کردم . . .
به آشنای همیشگی میسپارمتون . . .
یا حق 




شنبه 9 بهمن 1395 04:35 ب.ظ
سلام....سمنانیم....والا من از اوضاع دانشگاهیشو فرهنگی اونجا اطلاع ندارم...فقط از مناظرش لذت بردم و تعریف کردم...همین!
درضمن یکی از دوستان پدرم اونجان...ایشون از ما دعوت کردن...وگرنه ما هم نمیدونستیم چنین جاهایی هست!
بهار آرزو: سلام . . .
چه خوب . . .
من تا حالا سمنان نیومدم . . .
من منظورم دانشگاهش نبود . . . منظورم فرهنگ مردمش بود . . .
البته منظورم این نیست که بی فرهنگ هستن ها . . .
تفکرات غلط خیلی درمورد اونها هست
ولی وقتی رفتم اونجا دیدم اونجا هم با اینجا زیاد فرق نداره . . .
همه جا هم آدم خوب پیدا میشه و هم آدم بد
جمعه 8 بهمن 1395 12:15 ق.ظ
سلام
یه سوال
رشتتون چیه؟؟
بهار آرزو: علیک سلام
رشته ام حسابداریه
دانشجوی دانشگاه رازی ولی مهمان دانشگاه اصفهانم
چهارشنبه 6 بهمن 1395 06:10 ب.ظ
سلام.با تبادل لینک موافقی؟
بهار آرزو: سلام
چشم . . . لینکین
چهارشنبه 6 بهمن 1395 05:41 ب.ظ
سلام....بله رفتم....یه بار قبل بازسازیش که میشه ۴ و ۵ سال پیش......یه بارم همین تابستون....منکه واقعا لذت بردم
بهار آرزو: سلام
چه خوب . . . اهل کجایین مگه؟؟؟
آخه من که کرمانشاه قبول شدم، از دختر داییم گرفته تا مدیر دبیرستانمون همه بهم گفتن نرو اونجا
چجور شد که رفتین؟؟؟
سه شنبه 5 بهمن 1395 10:59 ب.ظ
سلام...خوشحالم که بهتون خوش گذشته.....کرمانشاه و همدان واقعا شهر های زیبایین....حتما دوباره و حتی چند باره برین مخصوصا طاق بستان کرمانشاه...
و ایشالاه که بتونین به نمره دلخواهتون برسید....یا حق
بهار آرزو: علیک سلام
ممنون یه عالمه . . . مرسی از شما
آره . . . خیلی قشنگن . . . هر شهری زیبایی های خاص خودش رو داره
شما طاق بستان رفتین؟؟؟
ممنون از حضورتون
سه شنبه 5 بهمن 1395 08:44 ب.ظ
سلام اقا ببخشید واقعا پوزش میخوام تازه فهمیدم پسری واقعا پوزش می طلبم
بهار آرزو: سلام
خواهش میکنم . . .
گوشه ی وبلاگم نوشتم پسرم اما خیلی ها اشتباه میکنن
تقصیر اسم وبلاگمه . . .
کاش اسمش رو یه چیز دیگه میذاشتم



البته همین رو هم خیلی دوست دارما . . .
سه شنبه 5 بهمن 1395 08:41 ب.ظ
سلام خاااااانم چطوری؟؟
بهار آرزو: خاااااااانم !!!!
هی . . .
خدایا . . . الامان . . .
سه شنبه 5 بهمن 1395 12:42 ب.ظ
میدونم درست میگی نظرت رو قبول دارم من خودم ب ابوالفضل گفتم وبلاگش کم میرم دلیلش چیه و واقعا غمم میگیره اما خب من هم سعی میکنم شاد باشم گاهی اوقات خسته میشم و این حق طبیعی ادمهاس ک بعضی جاها گله کنن از حالشون و شرایطشون
ممنونم ک حال خوب داشتن رو بهم یادآوری میکنی


بهار آرزو:
سه شنبه 5 بهمن 1395 02:29 ق.ظ
خوشبحالت ک داری از تعطیلات استفاده میکنی من هنوز ترمم تموم نشده خئشحالم ک داره بهت خوش میگذره و ناراحت بابت شرایط خودم ک توی چ حالتی هستم ... من جوونیمو دارم میذارمپای این درس و رشته اول خداروشکر ک منو وارد این رشته کرد ،اما واقعا گاهی اوقات ناراحت میشم ازاینکه هیچی از جوونی از خوش گذرونی و اینوراونور رفتن نمیفهمم،هیچوقت...
اما خوشحالم ک داره بهت خوش میگذره
نمراتت هم ک خوب شده
قرار بود بهم ی شیرینی بدی اگه نمرهات خوب شن ،یادته؟؟
بهار آرزو: شیرینی ضرر داره . . .
نمیدونم چه سریه همه از من شیرینی میخوان . . .
شیرینی = دیابت
چون نمیخوام مریض بشین شیرینی نمیگیرم ها
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تبلیغات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :