نظرات ()
نوشته شده توسط بهار آرزو در تاریخ چهارشنبه 16 فروردین 1396

Related image

به نام خدای با هم بودن
سلام 
امیدوارم خوب باشین
من که الآن اصلا خوب نیستم
همین الآن با دختری صحبت کردم که دو سال پیش به شدت عاشقش بودم. البته شاید هم عاشقش نبودم . . . چون یادمه اصلا چهره اش توی ذهنم نبود . . . اما کسی بود که حتی خوابش رو هم میدیدم . . . و بیست و چهار ساعت توی فکرم بود . . . هفت ماه از من بزرگتر بود . . . ماه رمضان سال نود و چهار بود که با رویا خانوم راجع بهش صحبت کردم و بهم گفت باید بیخیالش بشی . . . و بیخیالش شدم اما هر از گاهی بهش فکر میکردم . . . یکسالی بود که اصلا بهش فکر نکرده بودم تا اینکه پریشب به یاد گذشته افتادم و به یاد اون. و این بهانه ای شد که باهاش صحبت کنم و بهش حقیقت رو بگم. نه برای اینکه بگم هنوزم دوست دارم و اینا . . . بگم که اون مدت خیلی دوست داشتم . . . آخه توی دلم مونده حرفایی که اون روز میخواستم بهش بزنم. میخواستم خودم رو خالی کنم و بعدش باهاش خداحافظی کنم برای همیشه.
اما گفت که بیش از یک ساله که نامزد کرده و دوست نداره با هیچ پسری حرف بزنه. نمیدونم چرا با شنیدن این حرف حالم دگرگون شد. حالم خوب بود چون عروسی بودیم ولی الآن . . . 
گفتم امشب خاطره ی عروسی رو میذارم . . . اما . . .
چرا اینقدر ناراحت شدم . . . من که دیگه بهش فکر نمیکنم . . . تاثیر فکرای دوسال پیشه که فکرم مدام درگیرش بود. اصلا علاقه ای بهش نداشتم . . . نمیدونم چی شد که اینجوری شد . . . میدونم چی شد که اینجوری شد
دلیل اینکه بهش علاقه مند شدم این بود که قبلش با هیچ دختری صحبت نکردم و اون اولین کسی بود که با هم پی وی رفتیم . . . کاش هرگز پی ویم نمیومد . . . بخدا اون اول اومد . . . اون ادامه داد . . . من اونقدری مغرور بودم که بجز دو دفعه ی آخر، هرگز نرفتم پی وی اون . . .
خاک بر سرم . . . شکست عشقی نخورده بودم که خوردم

Image result for ‫شکست عشقی‬‎





 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تبلیغات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :