تبلیغات
بهار آرزو - مجلس هفت شوهر عمه ام
 
نظرات ()
نوشته شده توسط بهار آرزو در تاریخ جمعه 15 اردیبهشت 1396


بنام خدای مورد اعتماد
سلام
امیدوارم خوب باشین
من بد نیستم، خوب هم نیستم
مدتیه که زندگیم همینطوره، یعنی معمولیم . . . شاد نیستم . . . نمیدونم چرا
امشب ( یعنی دیشب چون الآن ساعت سه ی بامداده ) شب هفت شوهر عمه ام بود. امروز ( دیروز ) هم مراسم هفتش توی مسجد محلمون برگزار شد.
من رو مداح میشناسن . . . البته خودمونیما، هیچی بلد نیستم . . . اما وقتی چنین مراسم هایی هست، بابام، عموم و دیگران مدام به من میگن که برو کمک مداح کن. چیکار کنم یعنی ؟؟؟ از من انتظار دارن برم کمکش و بخونم تا اون استراحت کنه و دوباره شروع بکنه.
قرائت قرآن رو فقط ترتیل یکم بلدم . . . صوت اصلا بلد نیستم . . . مجلس ختم هم که نمیشه ترتیل خوند. سه بار قرآن خوندم، هر سه بار رو خراب کردم. یعنی افتضاح خوندم. یه بار هم یه شعر خوندم، که چون چهچه بلد نبودم بزنم، این یکی هم افتضاح شد . . . و برای اولین بار یه روضه از روی یه کاغذ خوندم که نمیدونم خوب بود یا نه . . .
امشب مراسم هفت و شام دادن خونه ی ما بود. خونمون برای این کارا کوچیکه. زن ها میان توی اتاق ها و مرد ها هم توی حیاط ( البته باید مسجدی بشینن و اگرنه اصلا جاشون نمیشه ) و همیشه موقع شام دادن یه بلبشویی میشه که نگوووووووووووو . . . جا نیست، همه هم ماشالله هزار ماشالله به قصد کمک از جاشون بلند میشن ( اما هیچ کاری نمیکنن و توی دست و پا هستن ) و سر و صدا میره بالا و یه حالت خنده داری پیدا میکنه که جای بحث بسیار داره.
اما خدا رو شکر به خوبی و خوشی تموم شد.
تنها چیزی که من رو آزار میداد این بود که پسر عمه هام از همه تشکر کردن بابت کمک هایی که کردن، اما وقتی به من میرسیدن چیزی نداشتن بگن، چون هیچ کاری انجام ندادم، تهران هم تشییع جنازه نرفتم، یه لبخند ملیحی میزدن و میگفتن محمد خیلی ممنون قرآن خوندی، منم با یه لبخند میگفتم وظیفه بود . . . 
هی . . . 
اما جدای از همه ی این بحث ها چقدر مرگ بده . . . 
چقدر بده که عزیزی رو از دست بدی . . . 
نمیدونم . . . 
فردا ( شنبه ) امتحان ریاضی 2 و پیشرفته 1 دارم . . . امیدوارم موفق بشم
خیلی کم خوندم و بلد نیستم . . .
توکل به خدا
برام دعا کنین لطفا
به خدا میسپارمتون و امیدوارم تا وقتی عزیزانتون زنده هستن قدرشون رو بدونین
نمیگم امیدوارم عزیزی رو از دست ندین چون این جمله یعنی اینکه شما زودتر بمیرین 
و نمیفهمم چرا میگن غم آخرتون باشه
و این حرف یعنی ما زود تر از بقیه بمیریم
بیخیال
خوابم دیر شده دارم چرت و پرت میگم
برم بخوابم تا شما رو هم شیت نکردم
فعلا 




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تبلیغات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :